خرید بک لینک
نوشتم همدانبرف باریدزن رفت دقیقا کنار گوش چپم خوابیدگفتم چراچرا وقتی صدای مردگان می پیچد در شهروقتی یک دسته قناریِ زردِ زردبه افتخار زیبایی تو زرد می شوندو تو با آن دست سفید مهربانتخیره می شوی به تکه ای ابر که روبروت خوابیده روی تختتبدیل به الفبا می شویبه شکل های متفاوت نوشته می شویشکستهخستهبستهبه مادرم می گویمجوانی ات را چگونه بنویسمکف پاهایش را می خاراندکلمه ای نامعلوم از لابلای دندان هاش می آ

برچسب: نوشتم,همدان, نویسنده: امیر صادقی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

نفس می کشد واژه در دفتـــرمدقیقن دو هفته ست شاعر ترم دقیقن دو هفته ست در من کسی ست کـــه هر شب می افتد بـــــه جانِ سَرم من و آشپزخانــه و چای و بعد دوتا قرص سردرد تا می خورم، خودم را کمی می فرستم به خواب دوبـاره می آید کســــی...می پـرم برو لعنتــی مرد تــو خسته است که حالی نمانده ست در بسترم قدم می زنم وسعت خانه را تف و لعنتــم می کند مادرم بــه من زیـــــر لب فحش بد می دهند که ای بی پدر!.../ا

برچسب: دقیقن,هفته,شاعرترم, نویسنده: امیر صادقی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

یخ بسته تویِ کاسه ی سر تا شقیقه امسلول های هرزه ی سگ مست لعنتیبعد از عرق سگی تو بیا بندری برقصمِلداسِ توی هر رگِ من،عورِ پا پتی هی پا به پا بپیچ و تنم را مچاله کن"رقصی چُنان میان ی میدانم آرزوست"حالِ محال و ماضیِ من را به هم بریزحالا که دست و پای دلم سُست و بی وضوست افسانه یا که خواب و خیالی،توهمی!؟افتاده ای به روی نفس های هر شبمبا من نفس نفس تو بخوان تا دمِ سحرآوازه خوانِ نغمه ی خوابیده بر لبم ا

برچسب: ملداس, نویسنده: امیر صادقی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

صفحه بندی